یا صاحب الزمان (عج)

یازده پله تا خدا رفتیم

یک قدم مانده دست و پا گم شد

یک قدم مانده بود،این دنیا

خوشه خوشه زمین گندم شد

رشته ها پنبه شد در این غفلت

ناگهان سمت خویش لغزیدیم

آنچه را که محال می خواندیم

در قنوت نماز خود دیدیم

قصه ها بافتیم پشت سرت

و به نام تو تا گلو خوردیم

خانه و اهل خانه را با هم

مثل ترکان بی پدر بردیم

طبق حکم شریعت اسلام

تاک را سهم تیشه می کردیم

آه و افسوس! جای خون شراب

خون انسان به شیشه می کردیم

بس که بد کرده ایم افتاده

نعش خوبی کف خیابان ها

تا به بام مراد خود برسیم

پا نهادیم روی انسان ها

پدرت نیست تا ببیند که

کشتن او چقدر آسان است

در صف هر نماز ما صدها

ابن ملجم هنوز پنهان است

/ 1 نظر / 16 بازدید
حقدوست

[گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل] سلام دوست گرامي. [گل] ضمن آرزوي بهترينها براي شما؛ [گل] اين پيام، کارت دعوتيست محضر شما عزيز. خوشحال خواهم شد در کلبه خود در خدمت شما باشم. مطمئنا «مطالب متنوع وبلاگ»، پاسخگوي بسياري از سوالات ذهني شماست؛ همانند: @@ مردان اينگونه همسرداري کنند...(بيست راهکار زندگي شيرين) [گل] @@ چرا تار عنکبوت را از گوشه‌‌هاي خانه خود پاک کنيم؟ [گل] @@ مناظره‌‌اي خواندني با اهل سنت پيرامون زيارت اهل قبور [گل] [گل][گل] منتظر حضور و البته «نظرات ارزشمند» شما گرامي هستم.[گل][گل] توصيه ميکنم از باقي صفحات وبلاگ نيز ديدن کنيد. موفق و منصور باشيد. http://bia2mofid.persianblog.ir [گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل]